اقدام پژوهی چگونه مشکلات آموزشی ریاضی را برطرف نمودم

اقدام پژوهی مشکلات یادگیری درس ریاضی در دانش آموزان متوسطه شامل ۲۰ صفحه word قابل ویرایش و آماده شده برای تحویل فوری می‌باشد. این اقدام‌پژوهی شامل مقدمه، توصیف وضع موجود، جمع آوری داده ها و شواهد در دوبخش و راه حل‌هایی برای رسیدن به نتیجه مطلوب است همچنین در پایان منابع و مآخذ این اقدام پژوهی ذکر شده است. همچنین برای سهولت استفاده نسخه PDF اقدام‌پژوهی هم برای دانلود اضافه شد، در ادامه بخشی از این اقدام پژوهی را مشاهده می‌کنید.

پیشتر اقدام پژوهی‌هایی با موضوعات مختلف دیگر نیز برای دانلود ارائه کرده بودیم که میتوانید از اینجا برای بررسی و دانلود آن‌ها اقدام بفرمایید.

مقدمه

در جامعه کنونی، خوب زیستن نیازمند توانایی‌های انتخاب‌گری، استدلال، تصمیم‌گیری و حل مسأله است. آموزش و پرورش، رسالتی بزرگ، در ایجاد چنین توانایی هایی در افراد جامعه بر دوش دارد. از دیدگاه برنامه‌ریزان، ریاضیات یکی از مواد درسی است که آموزش و فراگیری آن در جهت انجام دادن چنین رسالتی ضروری است. ریاضیات همواره جز مواد درسی همه‌ی دوره‌های تحصیلی در همه‌ی نظام‌های آموزش رسمی جهان بوده است. متعارف‌ترین توجیه برای وجود ریاضی در برنامه آموزش عمومی و همگانی این است که “ریاضیات به انسان فکر کردن را می‌آموزد”. پرورش قدرت تفکر و خلاقیت، حداقل انتظاری است که از آموزش ریاضی مد نظر است و این خود بیانگر نقش ویژه‌ای است که این درس باید در پرورش توانایی‌های ذکر شده در دانش‌آموزان ایفا کند. این مهم حاصل نمی‌شود مگر این که آموزش ریاضیات “رشد توانایی حل مسأله” را سرلوحه برنامه‌های آموزشی خود قرار دهد (لوری و وایتلند[۱]، ۲۰۰۰، لوکانگلی و کورنولدی[۲]، ۱۹۹۷).

 توصیف وضعیت موجود

چند سالی است که در کلاس‌های دوره متوسطه پسرانه به تدریس درس ریاضی مشغولم. در این مدت کلاس درس ریاضی من مثل اکثر کلاس‌های درس ریاضی، چندان پر نشاط و فعال نبود. طبق معمول در هر جلسه درسی از ریاضی تدریس می‌شد و از دانش‌آموزان خواسته می‌شد در صورت داشتن وقت کافی مسائل مربوط به درس در کلاس و در غیر این صورت در خانه نوشته و حل شود. در هر صورت پس از حل تمرین‌ها توسط دانش‌آموزان از آن‌ها خواسته می‌شد که پای تخته بیایند و مسائل را خودشان حل کنند و از دیگران نیز خواسته می‌شد که به دقت مراحل، حل تمرین را زیر نظر داشته باشند ولی معمولاٌ مشاهده می‌شد که دانش‌آموز یا قادر به حل تمرین نمی‌باشد که در این صورت از دانش‌آموزان دیگر خواسته می‌شد تمرین مورد نظر را حل کنند و یا این که حل تمرین کاملاٌ حفظ شده بود و دانش‌آموز قادر به ارائه دلیل کافی در مراحل، حل تمرین نبود و هم‌چنین دانش‌آموزان دیگر در طی حل تمرین وقت خود را صرف حفظ کردن تمرین بعدی می‌کردند که در صورتی که از آنان خواسته شود پای تخته بیایند از حل تمرین بعدی عاجز نباشند.

به هر طریق این کلاس معمولاٌ با فعالیت‌های مؤثر و یادگیری کم اکثر دانش‌آموزان طی می‌شد. این وضعیت برای من و دانش‌آموزان خوش‌آیند نبود. تصمیم گرفتم تا آن جایی که می‌توانم در این وضعیت تقریباٌ نامطلوب کلاس درس ریاضی تغییر و تحولی ایجاد کنم.

برای این کار فکر کردم بهتر است از خود دانش‌آموزان بپرسم که چرا کلاس درس ریاضی به سمت حفظ مطالب پیش می‌رود، تا این که این کلاس، کلاسی استدلالی باشد؟ چرا دانش‌آموزان از درک مطالب ریاضی و خصوصاٌ حل مسائل غیرمعمولی ریاضی عاجزند؟ و … تصمیم گرفتم این کار را در کلاس درس ریاضی جبرانی در یکی از مدارس شروع کنم. یک روز پس از تدریس و حل تمرین‌های درس قبل تصمیم گرفتم موضوع را با دانش‌آموزان در میان بگذارم. رو به آن‌ها کردم و گفتم می‌خواهم موضوعی را با شما مطرح کنم چند لحظه‌ای گذشت، کلاس آرام شد و همه سکوت کردند. از دانش‌آموزان خواستم تا خود را آماده کنند و در بحثی که من موضوع آن را مطرح می‌کنم شرکت نمایند.

گفتم: بچه‌ها! هم چنان که شما می‌دانید کلاس درس ریاضی معمولاٌ بازده خوبی از نظر یادگیری ندارد و در آن یادگیری استدلالی کمتر اتفاق می‌افتد و بیشتر دانش‌آموزان مطالب ریاضی را حفظ می‌نمایند. من فکر کردم بهتر است نخست موضوع را با خود شما در میان بگذارم و خواهش کنم درباره‌ی پرسشی که مطرح می‌کنم فکر کنید و نظرتان را روشن و دقیق بیان کنید. تعیین نظرهای منطقی شما، ما را در بهبود وضعیت فعلی کلاس ریاضی یاری می‌کند.

از چهره‌ی اکثر دانش‌آموزان پیدا بود که بسیار علاقه‌مند به شرکت در این بحث هستند. گفتم: بچه‌ها! پرسش من از شما این است: چرا به درس ریاضی توجه نمی‌شود؟ و چرا حل مسائل ریاضی توسط عده زیادی از دانش‌آموزان حفظ می‌گردد؟ خواهش می‌کنم فکر کنید و بعد جواب دهید. می‌توانید پیش از پرداختن به پاسخ، مطالب‌تان را یادداشت کنید و بعداٌ نظرتان را اعلام کنید.

برخی از دانش‌آموزان دست بلند کردند و خواستند که نظرشان را اعلام کنند.

پس از دادن چند دقیقه فرصت، نظر دانش‌آموزان را پرسیدم. سخنان درست و نادرست بسیاری گفته شد. خلاصه‌ی آن چه گفته شد به این شرح بود:

۱-از دوره‌ی ابتدایی ریاضی به خوبی تدریس نشده و مفاهیم ابتدایی ریاضی برای دانش‌آموزان جا نیفتاده است.

۲-بسیاری از معلمان راه و روش درست تفهیم مطالب ریاضی را نمی‌دانند.

۳-حل بعضی از مسائل ریاضی سخت و دور از ذهن دانش‌آموزان است.

اکثر مطالب را یادداشت نمودم و با دانش‌آموزان قرار گذاشتم پس از این گاهی درباره‌ی نحوه‌ی بهبود تدریس درس ریاضی صحبت کنم و راه‌هایی که به نظر هر کس می‌رسد را بیان کند تا بتوانیم به نتیجه‌ای برسیم. من هم قول دادم علاوه بر آنان از منابع دیگر، اطلاعاتی نیز گردآوری کنم.

گر چه در نظرهای دانش‌آموزان واقعیت‌های بسیار تلخی دیده می‌شد، احساس کردم برای پیدا کردن راه حل مناسب، لازم است از منابع آگاه و موثق‌تر اطلاعاتی را جمع‌آوری کنم.

گردآوری اطلاعات (شواهد ۱)

      برای این که بتوانم درباره‌ی پرسشی که مطرح کرده بودم اطلاعات دقیق‌تری به دست آورم تصمیم گرفتم علاوه بر نظرات دانش‌آموزان، موضوع را با همکارانم (که صاحب نظر هستند) در میان بگذارم.

در یک زنگ تفریح موضوع را با چند تن از همکاران در میان گذاشتم برخوردهای متفاوت و ضد و نقیض داشتند. برخی علاقه‌ای به بحث مطرح شده نشان ندادند. برخی هم علاقه‌مند نشان دادند. به هر حال تلاش کردم زمینه‌ی کار را فراهم کنم و از همکارانی که علاقه‌مندتر و آماده‌تر هستند کمک بگیرم.

قرار گذاشتم یک روز پایان وقت کلاس در مدرسه بمانیم و راجع به موضوع، بحث کنیم. همکاران علاقه‌مند قبول کردند زمان را تعیین کردیم و در آن جلسه موضوع بی‌علاقگی و حفظ مطالب ریاضی را مطرح کردم. بحث طولانی شد. هر یک از همکاران نظر خودشان را اعلام کردند. تلاش کردم نکات عمده‌ی حرف‌های دوستان منتقد را یادداشت کنم. مطالب بسیاری مطرح شد و یادداشت قابل توجهی تهیه کردم.

برخی از مطالب شبیه نظرهای دانش‌آموزان و برخی دیگر اساسی‌تر. روی هم اندیشه‌ها در یک جهت و کارشناسانه بود..

با توجه به مطالب مطرح شده در این جلسه توسط همکاران و هم‌چنین بیان نظرات دانش‌آموزان در کلاس تصیمم بر آن شد که روش تدریس سنتی کنار گذاشته شود و روش‌های فعال و جدید مورد استفاده قرار گیرد. ولی این که چه روشی انتخاب شود کار بسیار سختی بود. به همین منظور در این جلسه تصمیم گرفته شد که من به مطالعه‌ی روش‌های موجود بپردازم و یا به سراغ اساتید دانشگاه بروم و از آنان کمک بگیرم.

یادم آمد که قبلاٌ مطلبی در مورد نقش راهبردهای خودتنظیمی در حل مسائل ریاضی خوانده‌ام. به سراغ آن مطلب در فصلنامه علمی-پژوهشی نوآوری آموزشی رفتم و مقاله‌ای با عنوان “بررسی نقش راهبردهای خودتنظیمی در حل مسائل ریاضی دانش‌آموزان” یافتم. چند باری مقاله را مرور نمودم تا مراحل استفاده از راهبرد خودتنظیمی برای خودم جا بیفتد. در همین حال متوجه شدم که می‌توانم از راهنمایی‌های اساتید دانشگاه استفاده نمایم. به سراغ ایشان رفتم و طی چند جلسه بحث و مشاوره از نظرات ایشان در رابطه با همین موضوع استفاده کردم.

تجزیه و تحلیل اطلاعات

پس از مطالعه اسناد و مدارک، بحث‌ها و مقالات، اطلاعات حاصل از این فرآیند مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. اشکالات و کاستی‌های کلاس درس ریاضی تا اندازه‌ای مشخص شد. به نظر آمد که می‌توانم طی چند جلسه توضیح و آموزش فراشناخت در یادگیری و خودتنظیمی  دانش‌آموزان را برای تقویت و استفاده از خودتنظیمی در حل مسائل خصوصاٌ مسائل غیر معمولی آماده کنم. خلاصه‌ی یافته‌های حاصل از تجزیه و تحلیل به شرح زیر مدون شد.

خلاصه‌ی یافته‌های اولیه

علل حفظ کردن و یادگیری کم و تقریباٌ غیر مؤثر درس ریاضی به این شرح بود:

برای مطالعه ادامه اقدام پژوهی لطفا آنرا دانلود بفرمایید

مشاهده و دانلود اقدام پژوهی

نوشته اقدام پژوهی چگونه مشکلات آموزشی ریاضی را برطرف نمودم اولین بار در کافه لینک. پدیدار شد.

تجربیات مدون یک دبیر ریاضی

تجربیات مدون یک دبیر ریاضی بصورت کامل و بخش بندی شده شامل ۱۰۰ صفحه در قالب فایل WORD و قابل ویرایش و تغییر بصورت آماده می‌باشد. همچنین برای آشنایی با بیشتر بخشی بسیار کوتاهی از متن بهمراه فهرست مطالب را در ادامه میتوانید مشاهده بفرمایید.

پیشتر اقدام‌پژوهی‌ها و تجربیات مدون دیگری برای معلمین منتشر کرده بودیم که برای بررسی و دانلود آن‌ها می‌توانید از اینجا به دیگر مقالات معلمین دسترسی داشته باشید.

فهرست

مقدمه. ۴

تجربیات مدون معلمی.. ۸

 گوشه ای از تجربیات… ۱۴

جلو گیری از بی نظمی کلاس…. ۲۰

چند راه برای برقراری آرامش در کلاس…. ۲۲

جلب توجه و آرام کردن کلاس…. ۲۴

روش آموزش مناسب برای تدریس ریاضی.. ۲۶

هدف های مهارتی ریاضی چیست؟…. ۳۳

کاربرد ریاضی چیست؟…. ۴۴

مشکلات مربوط به آموزش ریاضی…. ۵۳

عوامل موثر در پیشرفت دانش آموز…. ۵۷

کلاس پر بارتر. ۶۵

ویژگی های معلم.. ۷۲

تدریس موفق.. ۷۶

چگونه معلمی موفق شدم؟. ۷۸

اشتباهات را نادیده بگیریم.. ۷۸

کاربردهای این استراتژی در کلاس درس…. ۷۸

استفاده ی خلاق از اشتباهات… ۸۰

نکات احتیاطی و دام های ممکن.. ۸۰

چگونه اعتماد به نفس دانش آموزان را تقویت کنیم ؟. ۸۰

الگوی کار و بحث گروهی.. ۸۳

الگوی پرسش و پاسخ.. ۸۴

نتیجه گیری… ۹۴

مقدمه

اینکه گفته میشود معلمی شغل نیست ” هنر است و معلم هنرمندی است که باید هنر خود را با علم و تجربه به بهترین نحو ممکن عرضه نماید .

هنر بی محتوا و تجربه بدون بینش در جازدن است و علم بدون تجربه و آراسته به هنر هم بی ثمر خواهد بود .

معلم هر روز باید از روز قبل و هر سال از سال قبل خود تجربه کسب کند تجربه خود را در اختیار دیگران قرار دهد و از تجربیات دیگران استفاده کند تا در سریعترین وضع ممکن به حد نرمال وبتدریج به حد ایده آل برسد تا فرزندان معنوی خود را از نور دانش و معرفت بهره مند ساخته و چراغ هدایت جوانان این مرزوبوم بوده  و هدایتگر نسل فردای جامعه خود باشد .

 کسب تجربه تنها به سن بستگی ندارد و از راه دیدن –شنیدن و حتی از راه کتاب خواندن به وسیله خود و دیگران کسب می شود.

دست کم گرفتن معلم و صرفاتوجه به جنبه های شغلی ،اداری، قانونی و حقوقی صرفا” موجب رفع تکلیف برای معلم شده  و نشستن سر کلاس را برای دانش آموز طاقت فرسا و دیرگذر کرده و انگیزه او را برای کارو تلاش بیشتر و کسب مدارج علمی بالاترناتوان جلوه خواهد داد.

دست کم گرفتن معلم،  استفاده از حربه نمره را به معلم خواهد آموخت و علاقه به کسب نمره و مدرک را در دانش آموز افزایش خواهد داد .

دست کم گرفتن معلم ، اورا واداربه رفع تکلیف کرده وحضور فیزیکی خود در کلاس را به وقت کشی وسمبل کاری مجبور می کند.

در حالی که صدور وابلاغ تمام مقررات اداری و حضور تمام دست اندرکاران و پرسنل اداری برای به حرکت در آوردن چرخهای عظیم الجثه فرهنگی و علمی جامعه است که بر دوش معلم گذاشته شده است، میباشد .

 و این نیست مگر اینکه معلم از خودشروع کندو علاقه و انگیزه به هنر خود داشته باشد تا بتواند آن را به دانش آموزان انتقال دهد ( از کوزه همان برون تراود که در اوست . ) .

تداوم حیات معلم و ارتزاق از هنر او به وجود شاگردانی بستگی دارد که در صحنه کلاس به تماشای جسمی روحی اخلاقی و علمی اونشسته  و در پایان به طرز زیرکانه ای به قضاوت او خواهند نشست .

روح معلم همچون دانش آموزش لطیف شده وبه مرور لطافت وپاکی بیشتری کسب کرده و بااندک برخورد ناخواسته وحساب نشده آزرده خاطر شده واین آزردگی در روح وروان نازک اوموجب اختلال در برنامه های آموزشی تربیتی شده وکم کم انگیزه وهمت معلم را به بی تفاوتی و بی میلی سوق داده وانگیزه رفتن به کلاس را از او می گیرد .

اگرصرف حضورفیزیکی وبه موقع در آموزشگاه وکلاس صرفا برای مدیران مهم باشد وبهترین  دبیر آن دبیری باشد که فقط بتواند به موقع درکلاس درس حاضر باشدوبه خیر وشر کسی کار نداشته، نظم ومقررات آموزشگاه را رعایت کند ،اعتراض و انتقاد وحتی پیشنهادی به موزشگاه ارائه نکند ؛وبلکه برعکس ،بهترین ارزشیابی هم از آن کسی باشد که بیشترین اعتراض رابه همه داشته باشد وبا سخن سرایی ارزش واعتبار خود رابرای همه ومدیریت آموزشگاه جا بیاندازد و کیفیت کار معلم و رفع مشکلات اواهمیت نداشته باشدوتوجه نشود وبهترین مدرسه هم آن مدرسهای باشد که همه دانش آموزان ومعلمان و کادر آن به موقع و با نظم وانضباط خاصی در مدرسه حاضر باشند و با صدای زنگ ازکلاس خارج شوند ؛علیرغم حضور به موقع در کلاس، تاپایان درس و کلاس علیرغم حفظ حرمت کلاس واجرای نظم ورعایت مقررات ،معلم را که مملو از فشارهای روحی است واز تبعیضات موجود رنج می برد ،  مجبور به تدریس اجباری ورفع تکلیف کرده وبا اتلاف وقت خود ودانش آموز در انتظار رهایی از زندان کلاس می ماند .

به عنوان مثال بی خیالترین معلم هم برای حضور به موقع در مدرسه وکلاس، وجدانش اورا آرام نمی گذارد و علیرغم مشکلات بیش آمده با عجله هر چه تمامتر تلاش می کند تا حضور به موقع خود رادر کلاس تثبیت کند، اما در صورت تکرار، این مدیریت مدرسه است که بجای برخوردلفظی، مستقیم و بدون مقدمه که معلم را از ادامه کار نا امید می کند، می تواند دوستانه در صدد رفع علت ها و عوامل تاخیر بر آمده وبرای جبران ورفع آن اقدام کند .

همانطو که یک برخورد نابجای معلم هم نسبت به دانش آموز می تواند او را از درس وکلاس بیزار کند ویا به ترک تحصیل او منجر شود؛ حال آنکه با سعه صدر وصبر وحوصله، از هر گونه برخورد عجولانه که از احساس مسئولیت مدیر ومعلم برخاسته ومی تواند شرایط کاری وآموزشی رابرای هر دو سخت تر وغیر قابل تحمل جلوه دهد، خودداری نمود.

یا برعکس شیرینی وجذابیت معلم ودرس اومی تواند شوق واشتیاق مجدد را به دانش آموز بازگرداند وروزنه های امیدوانگیزه رادر دل او زنده نگه دارد وبه ادامه درس ومدرسه امیدوار کند.

احترام به معلم، هم صحبت شدن، احساس همدردی  و رفع مشکلات او در فراز و نشیب های زندگی هم می تواند مایه دلگرمی معلمی باشد که خصوصیات اخلاقی دانش آموز هم در او تاثیر کرده است . در این میان مدیریت مدارس هم می تواند نقش بسزایی داشته باشد چرا که بعضا مدارسی که تدریس در آنها روانتر ارائه می شود علیرغم ایجاد نظم و اجرای قانون،طرفدار بیشتری دارد ؛ در مدارسی هم که به علت اعمال مقررات خشک و ماشینی روح نازک و لطیف معلم و شاگرد را آزرده می کند؛ هر دو در انتظار بسر آمدن وقت کلاس بوده و هدر رفتن عمر خود را در سر خواهند پروراند .

 اینکه چطور معلم بتواند یک کلاس ۹۰ دقیقه ای را به نحو مقتضی کنترل وهدایت کند و آن هم در دروس نظر ی و تئوریک که جایگاهی غیر از کلاس برایش تعریف نشده وبا دانش آموزانی متفاوت از نظر سطح فکری وفرهنگی که مطلبی برای یک دانش آموز جذاب وبرای دیگری خسته کننده باشد؛موضوع جالب توجه و قابل بحث جداگانه ای است که به تجربه معلمی و هنرنمایی او بستگی دلرد ؛از طرفی هم اینگونه جا افتاده اگر هر گونه صدایی از کلاسی خارج شود از نظر دفتر آموزشگاه نشانه ضعف ،ناتوانی، بی کفایتی وبی تجربگی معلم در کنترل کلاس قلمداد شده و برای اینکه به ناتوانی در کنترل کلاس متهم نشودوصدایی از درز درب کلاس خارج نشود ، مجبو ر است با بستن درب کلاس ،بیشتر وقت و انرژی خود را صرف کنترل کلاس نموده وبااز دست دادن تمرکز، تدریس خود را ناتمام گذاشته و به دنبال وقت کشی و گذراندن لحظات سخت وطاقت فرسای  خود و دانش آموزان بی انگیزه خود بر آید .

از طرف دیگر هم ارسال  مکرر دانش آموزان به دفتر آموزشگاه هم نشانه ضعف دیگری در امر کلاسداری برای معلم تلقی می شود و از نظر دفتر آموزشکاه یک معلم موفق باید، دانش آموز کمتری را راهی دفتر آموزشگاه کند ولذا معلم باید به طرز هنر مندانه ای هم تدریس کند ، ضمن آنکه انتظامات ومدیریت  کلاس را هم به طرز زیرکانه ای زیر نظر داشته باشد تا ضمن کنترل کلاس ،بتواند خود را یک معلم موفق نشان دهد وبه تنهایی از پس همه مشکلات پیش آمده به تنهایی برآید؛ولذا در نتیجه ضمن افت محسوس تدریس وآموزش ، معلم می بایست ساعات سخت وطاقت فرسایی را در کلاس سپری کند و به همراه اکثریت دانش آموزان بی انگیزه ،منتظر زنگ کلاس بماند ودر پایان علیرغم ثبت نمرات ناپلئونی ،شاهد افت تحصیلی دانش آموزان بوده و تلف شدن عمر وجوانی غیر قابل برگشت جوانان و سرمایه های این مرز و بوم را شاهدباشیم .

تجربیات مدون معلمی

معلم به عنوان راهنما و عنصر کلیدی در تعلیم و تربیت دارای نقشی اساسی در فرآیند یاددهی ـ یادگیری است و این نقش مهم بیشتر از آن جهت مورد توجه است که عمده اهداف نظام آموزشی با پویایی ، برنامه ریزی ، هدایت ، تدبیر و اهتمام وی محقق می شود و موفقیت معلم در تحقق اهداف تعلیم و تربیت به میزان موثر و جذاب بودن شیوه ها و فعالیت های وی بستگی دارد. معلمی عشق درون می خواهد هر که را که هوای سوختن نیست بگویید از این وادی برود . وقتی سخن از تجربه به میان می آید ، وجودم را همچون منبعی عمیق تصور می کنم که سرشار از اندوخته ها و گنجینه های عظیم است که حاصل ۲۴ سال سابقه ی مدیریت کلاس هادر مدارس شهر و روستاهای مختلف و ارتباط با کودکان محروم می باشد. زندگی من از بهار جوانی با این تجارب شکل گرفت و تا خزان عمر همچنان به آنها افزوده خواهد شد و پربارتر خواهد گشت چرا که معلمی هر لحظه اش تجربه ای نو و تازه است. حتی هر شکست و ناکامی در آن نیز به تجربه ای جدید خواهد انجامید. من به عنوان یک معلم همیشه به کارم عشق ورزیده، می ورزم و خواهم ورزید و باور دارم که بهتر از این نیز خواهم شد.

برای مطالعه ادامه اقدام پژوهی لطفا آنرا دانلود بفرمایید

 

مشاهده و دانلود تجربیات مدون دبیر ریاضی

نوشته تجربیات مدون یک دبیر ریاضی اولین بار در کافه لینک. پدیدار شد.