گزارش خرابی لینک
لینک خراب شده را به ما اطلاع دهید تا اصلاح کنیم .
اطلاعات را وارد کنید .
گزارش انتشار نسخه جدید
اگر نسخه ی جدید منتشر شده به ما اطلاع دهید .
اطلاعات را وارد کنید .
no-img
آخرین آموزش های اندرویدی :
ads ads
اطلاعیه های سایت

۱۲ / مرداد / ۱۳۹۵
بازدید : 120
نظرات : 0 دیدگاه
نویسنده : admin
موضوعات : کتاب

از مسيرة بن معبد نقل شده كه گفت : مردى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و اظهار داشت : يا رسول الله ! ما مردم زمان جاهليت بوديم . بتها را پرستش مى كرديم . فرزندان خود را به قتل مى رسانديم . من دخترى داشتم و از اينكه او را به مهمانى مى بردم ، خيلى خوشحال مى شد. روزى او را به قصد مهمانى بيرون بردم . دخترم دنبال سرم حركت مى كرد، رفتم تا به چاهى رسيدم . آن چاه از خانه ام ، زياد دور نبود. دست دختر را گرفته ، او را در چاه انداختم . آخرين چيزى كه از او به ياد دارم ، اين است كه فرياد مى كرد: پدر! پدر!…
رسول اكرم صلى الله عليه و آله با شنيدن اين ماجرا، آن چنان گريه كرد كه اشك ديدگانش خشك شد.


منبع: يكصد و بيست درس زندگى از سيره حضرت محمد (ص )،حميد رضا كفاش


راستی سایت را در کانال تلگرام دانلود نایاب با کلیک بر اینجا دنبال کنید ♥
ads
جعبه ی دانلود
Download box
گزارش خرابی لینک گزارش نسخه جدید
درباره ی نویسنده
About author
admin

admin 18622 نوشته در دانلود نایاب دارد.

مشاهده تمام پست های

نظرات
Comments

دیدگاه شما

ارسال نظر
( الزامي )
(الزامي)
تبلیغات
کانال تلگرام